تبليغاتX
saina
pc,love,music,pic
http://night-skin.com/upload/images/dkax45o65bcgr4vua5sc.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:11  توسط صدرا | 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 20:4  توسط صدرا | 

عشق - دوست داشتن
.دوست داشتن از عشق برتر است ...

.عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي
.اما دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرت روشن و زلال
عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سرزند بي ارزش است
و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد
عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهاي تقريبا مشابهي متجلي مي شود
و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است
اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ مي گيرد و چون روح ها، برخلاف
غريزه ها، هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژه خويش دارد، مي توان گفت
.که به شماره هر روحي، دوست داشتني هست
عشق جوششي يک جانبه است. به معشوق نمي انديشد که کيست؟ يک « خود جوشي ذاتي » است
و از اين رو هميشه اشتباه مي کند و در انتخاب به سختي مي لغزد و يا همواره يکجانبه مي ماند
 و گاه، ميان دو بيگانه ناهمانند، عشقي جرقه مي زند و چون در تاريکي است
و يکديگر را نمي بينند، پس از انفجار اين صاعقه است  که در پرتو روشنايي آن، چهره يکديگر را
مي توانند ديد و در اينجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که
در چهره هم مي نگرند، احساس مي کنند که هم را نمي شناسند و بيگانگي و
.ناآشنايي پس از عشق - که درد کوچکي نيست - فراوان است
اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور سبز مي شود و رشد مي کند
و از اين رو است که همواره پس از آشنايي  پديد مي آيد، و در حقيقت، در
آغاز، دو روح خطوط آشنايي را در سيما و نگاه يکديگر مي خوانند. و پس
از « آشنا شدن » است که « خودماني » مي شوند - دو روح، نه دو نفر، که ممکن است
دو نفر با هم در عين رودربايستي ها احساس خودماني کنند و اين حالت بقدري
ظريف و فرّار است که بسادگي از زير دست احساس و فهم مي گريزد - و سپس، طعم
خويشاوندي و بوي خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار و
آهنگ کلام يکديگر احساس مي شود و از اين منزل است که ناگهان، خودبخود، دو همسفر
بچشم مي بينند که به پهندشت بيکرانه مهرباني رسيده اند و آسمان صاف و بي لک
دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه گسترده است و افقهاي روشن و
پاک صميمي « ايمان » در برابرشان باز مي شود و نسيمي گرم و لطيف - همچون روح
يک معبد متروک که در محراب پنهاني آن، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده
و زمزمه دردآلود نيايش مناره تنها و غريب آنرا به لرزه مي آورد - هر لحظه
پيام الهام هاي تازه آسمانهاي ديگر و سرزمينهاي ديگر و عطر گلهاي مرموز و جانبخش
بوستانهاي ديگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه اي بازيگر و شيرين
و شوخ، هر لحظه، بر سر و روي اين دو مي زند
عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني « فهميدن » و « انديشيدن » نيست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر مي رود و فهميدن و انديشيدن
 را نيز از زمين مي کند و با خود به قله بلند اشراق مي برد
عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق مي آفريند و دوست داشتن زيبايي هاي
دلخواه را در « دوست » مي بيند و مي يابد
عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي، بي انتها و مطلق
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن
عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد
عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و
 دوست داشتن لطيف است و نرم در عين حال پايدار و سرشار اطمينان
عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذي
از عشق هر چه بيشتر مي نوشيم، سيراب تر مي شويم
و از دوست داشتن هر چه بيشتر، تشنه تر
عشق هر چه ديرتر مي پايد کهنه تر مي شود و دوست داشتن نوتر
عشق نيرويي است در عاشق، که او را به معشوق مي کشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست که دوست را به دوست مي برد
عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست
عشق يک اغفال بزرگ و نيرومند است تا انسان به زندگي مشغول گردد
 و به روزمرگي - که طبيعت سخت آن را دوست ميدارد - سرگرم شود
و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خودآگاهي ترس آور آدمي دراين بيگانه بازار زشت و بيهوده
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن
عشق غذا خوردن يک حريص گرسنه است
 و
 دوست داشتن « همزباني در سرزمين بيگانه يافتن » است
 
از کتاب کوير

دکتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:59  توسط صدرا | 
 اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 20:25  توسط صدرا | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 17:21  توسط صدرا | 
http://babolonline.persiangig.com/image/Picture/love.swf

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 17:8  توسط صدرا | 
گفت : كسي دوستم ندارد. ميداني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟ تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي تو هم بدون دوست داشتن... !

خدا هيچ نگفت.
گفت : به پاهايم نگاه كن! ببين چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف مي كنم. آدم هايت از من ميترسند. مرا ميكشند براي اينكه زشتم. زشتي جرم من است.
خدا هيچ نگفت.
گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها و پروانه ها‚مال قاصدك ها‚ مال من نيست.
خدا گفت : چرا مال تو هم هست.
دوست داشتن يك گل‚ دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست. اما دوست داشتن يك سوسك‚ دوست داشتن تو كاري دشوار است.
دوست داشتن كاري است آموختني؛ و همه رنج آموختن را نمي برند.
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.
مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زيرا همه از من است. و من زيبايم. من زيبائيم‚ چشم هاي مؤمن جز زيبا نميبينند. زشتي در چشم هاست. در اين دايره هرچه كه هست‚نيكوست. آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد‚ شيطان بود. شيطان مسئول فاصله هاست.
حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا و غمگين نباش.
قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست.
پس...
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه او هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته.او ابتداي راه است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:45  توسط صدرا | 
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن!! 

کویر همیشه تنهاست بس تو باران باش و بر کویر ببار 

اگر میخواهی به آرزوهایت برسی باید به اندازه بزرگی آرزوهایت تلاش کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:43  توسط صدرا | 
 فرانسوی ها میگن :
 عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.

اسپانیایی ها میگن :
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است . 

ایتالیایی ها میگن :
 عشق یعنی ترس از دست دادن تو  


ایرانی ها هم میگن :
عشق سوءتفاهمی است که به ازدواج می انجامد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 9:7  توسط صدرا | 
خواب آب مي ديدم ... دريا نبودم ... ولي با آن آب زلال اميد به دريا شدن داشتم ..
بستر خشکم را قطره قطره پر از زندگي کرد .. سعي کردم هيچ قطره اي از او را به هدر ندهم ...
با تمام وجود خواستمش ...
غافل از اينکه روزي مسير آبش را عوض مي کند ...
بدون اينکه تمايل داشته باشد شاخه اي از شاهراه زندگي را به من ببخشد ...
بدون اينکه فکر کند شايد بار آخري باشد که اين راه زنده شده و شايد خشک گردد ...
شايد براي تجربه ي دوباره پر شدن فرصتي نداشته باشد ...
شايد اين بار به جاي آب . خاک مهمان دستهايم شود و شايد سيلابي بزرگ نابودم کند ....
و شايد حتي ارزش نابودي هم نداشته باشم و حتي خاک هم از من بهراسد .
شايد آن سنگ ها که بر تنم کوبيد ...
سنگ هايي که خودش برايم صيقل داد تا لطفي کند ..
براي اين بود که مرا از خود برنجاند تا از رفتنش و از جدايي اش غم نخورم ...
ولي سنگ هايش را در آغوش گرفتم و هر نگاهي به تک تک سنگ ها مرا به ياد روزهاي طلايي اميدواري مي اندازد ....
هنوزهم اميدوارم ...
او مي رود تا با ديگري برود
و من در بستر خود . به دنبال قطرات لطيف گمشده ي زندگي خويشم .....
چه کسي من را محکوم به خشکي کرد ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 1:45  توسط صدرا | 
 وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        

حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نميکند

حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند

يعني  واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 

يعني واقعا حالش خوبه  

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد

بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود[

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه

هفته داشته باشه
[مترجم: دنبال يکي ديگه  نره البته شايد........]
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 8:55  توسط صدرا | 
 وقتي يک دختر حرفي نميزند

ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند

عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 8:44  توسط صدرا | 

خدا میداند،ولی.....آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد دیگر نه میشود تقلب کرد ونه.... آن روز تازه میفهمیم که دنیا با همه بزرگی اش از جلسه امتحان هم کوچکتر بود آن روز تازه میفهمیم که زندگی،عجب سوال سختی بود سوالی که،بیشتر از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد،روی تخته سیاه قیامت اسم ما را،جزء خوب ها بنویسند.خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگ های تفریح ، آن قدر توی حیاط نمانده باشیم که،حیات یادمان رفته باشد  خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم و بدانیم که دنیا چرک نویسی بیش نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:43  توسط صدرا | 

بیشتر اوقات وخیلی زیاد بخندید به اشخاص عاقل احترام بگذارید و به بچه ها عشق بورزید

تحسین منتقدان صادق را به دست آورید و خیانت دوستان بی وفا را تحمل کنید زیایی را تحسین

کنید و بهترین را در دیگران بیابید دنیا را کمی بهتر درک کنید یا فرزندی صالح قطعه ای حاصلخیز

یا یک موقعت متعادل اجتماعی را بدانید که با کنار آمدن با زندگی عمر انسان راحت تر میگذرد

                                            - این است راه موفقیت -           

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:38  توسط صدرا | 

حالا میدونم که یکی از آدمهای خوشبختم...now I know that I am one of the lucky people

وای که وقتی با توام چه حالی دارم...oh what a feeling I get when I am whit you

با کارهات به من دل وجرات میدی...you take my heart into everything you do

عشقت منو قوی میکنه ...you love is making me storing

و تو اینجا در کنار منی ...whit you here by my side

عشقت منو زنده نگه خواهد داشت..you love with keep me alive

دوستت دارم ...I love you

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:27  توسط صدرا | 
با تمام آبی آسمان می نویسم در دفتر بزرگ کهکشان . تا یادت برای همیشه بماند .
از تو می نویسم. از خودم . از لحظات زندگی . لحظاتی که بود . و امروز چه چیزی باقی مانده . یک دفتر بزرگ خط خطی شده . تمام خط نوشته هایش آبی ست .
روزی آسمان تاریک شد و دلش گرفت . آنقدر که فریادی بلند کشید و نتوانست بغضش را نگاه دارد . بلند بلند گریست . درست مثل همان روز دلتنگی های من . سرم روی زانو هایت بود و بلند گریه می کردم . مثل همان روز دلتنگی آسمان گریستم . بلندِ بلند . و تمام شد . آبی آسمان قطره اشکی شده بود و پائین لغزید . آبی نمام شد و دیگر نتوانست ابرها را از جلوی صورتش بردارد . و چهره من هنوز نتوانسته ابرهایش را  کنار بگذارد . آبی آن تمام شد . و قصه اش هنوز نا تمام مانده .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 2:48  توسط صدرا | 

Life is God's gift to you.
The way you live your life is your gift to God.

زندگی هدیه خداست به تو. طرز زندگی کردن تو، هدیه ی توست به خدا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 2:29  توسط صدرا | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 1:53  توسط صدرا | 
پروردگارا مرا وسیله ای برای بسط و گسترش آرامش خودت قرار بده
خدایا یاری ام ده تا در دلهای آکنده از نفرت بذر عشق و محبت بکارم
پروردگارا یاری ام کن تا در دلهای نا امید بذر امید بپاشم
پروردگارا کمکم کن تا در دل های آکنده از تردید یقین بکارم
پروردگارا یاری ام ده تا در دل های آکنده از ظلمت نور و روشنی بیافرینم
پروردگارا یاری ام ده تا در دل های غمگین بذر شادمانی بکارم
خدای من یاری ام ده تا
همان طور که به فکر تسکین غم و درد خویش هستم برای تسکین دیگران نیز بکوشم
همان گونه که می خواهم مرا درک کنند بتوانم دیگران را بفهمم
به همان اندازه که دوست دارم مورد عشق و
محبت واقع شوم به دیگران عشق و محبت نثار کنم
زیرا آنچه را که می بخشیم دریافت خواهیم کرد
با عفو و بخشش دیگران مورد عفو وبخشش قرار خواهیم گرفت
با مرگ حیات مادی در دنیای ابدی متولد می شویم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:45  توسط صدرا | 
آنگاه که زندگی همچون ترانه ای جاری می گردد شاد بودن آسان است
اما ارزش انسان زمانی آشکار می گردد که در شرایط آشفته نیز لبخند به لب داردهمیشه شاد باشین
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:43  توسط صدرا | 
میتونی اینو به بهترین دوستت هدیه بدی و بهش بگی (همیشه در قلب منی)

http://www.gangineh.com/flash/86.swf

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 1:10  توسط صدرا | 
تو همیشه در رویای منی عاشق چشماتم که به من دنیا رو میده عشق چیزی جز رویای شیرین نیست (رویا)
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:34  توسط صدرا | 
http://www.vndisability.net/movie/foryou.swf   اگه میخوای به دوستت هدیه بدی کلیک کن
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:16  توسط صدرا | 

يکي دخترا راست مي گند يکي پينوکيو

يکي دخترا مهربونند يکيخرس مهربون

يکي دخترا قشنگ راه ميرند يکي تنسي تاکسي۲

يکي موهاي دخترا قشنگه يکي آنه شرلي

يکي خونه شما قشنگه يکي خونه مادربزرگه

يکي دخترا سفيدند يکي سفيد برفي

يکي گوشهاي دخترا قشنگه يکي گوشهاي زيزي گولو

يکي دخترا خوشگلند يکي پلنگ صورتي

يکي دخترا زبلند يکي ملوان زبل

يکي من و دخترا با هم خوبيم يکي تام وجري

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:53  توسط صدرا | 

تو براي من مثل خواهر مي موني! ... يعني خيلي زشتي!
فاصلهء سنيمون يه كمي زياده! ... يعني خيلي زشتي!
من به تو علاقه به اون صورت ندارم! ... يعني خيلي زشتي!
من الان توي موقعيت بدي از زندگيم هستم! ... يعني خيلي زشتي!
من بازم دوست دختر دارم! ... يعني خيلي زشتي!
تقصير تو نيست ، تقصير منه! ... يعني خيلي زشتي!
من الان توجهم به كارمه! ... يعني خيلي زشتي!
من تصميم گرفتم مجرد بمونم! ... يعني خيلي زشتي!
بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم! ... يعني خيلي زشتي!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:44  توسط صدرا | 
 اینم یه عکس قشنگ برای دسکتاپ البته سفارشی http://i6.tinypic.com/11lltao.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 21:32  توسط صدرا | 

وقتي ميخندي دنيامو ستاره بارون ميكني دفتر شعرامو پر از ليلي و مجنون ميكني وقتي ميخندي غنچه ها وا ميشه اين دل كوچيك منم دوباره شيدا ميشه وقتي ميخندي دل من پرميكشه تا كهكشون آسمون شباي من بازم ميشه ستاره بارون بخند كه با خنده هات يه جون تازه ميگيرم اگه يه روز تو نخندي جون ميدم و ميميرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 18:20  توسط صدرا |